مردی برای تمام فصول !

حیف شد اگه شیخ ما اهل سناریو نویسی سینما بود ، یه سناریو می نوشت به اسم "مردی برای تمام فصول" که اسکورسیزی کَف کنه ، اون اسکورسیزی فحش نیست ، بیخیال....

یه انتخابات برگزار میشه ، بعدش شلوغ میشه ، یه عده رو میبرن بازداشتگاه ، چند نفر اونجا مننژیت گرفتونده میشن ، دستور تعطیلی بازداشتگاه داده میشه ، مجلس دادستان پایتخت رو مقصر شماره یک اعلام میکنه ، دادستان تعلیق میشه ، ولی توسط رییس دولت به ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا منصوب میشه ، بعدش هم به ریاست یکی از بزرگترین بنگاههای اقتصادی کشور یعنی صندوق تامین اجتماعی!

مجلس اعتراض میکنه ، وزیر کار در آستانه برکناری قرار میگیره ، دادستان قول شرف میده که استعفا بده ولی اینکار رو نمیکنه ، مجلس اعتراض میکنه ، چند نفر از نمایندگان از دادستان در دیوان عدالت اداری شکایت میکنند ، دیوان رای به برکناری دادستان میده!

وزیر کار حکم برکناری اون رو صادر میکنه ، ولی "صندوق تامین اجتماعی" به "سازمان تامین اجتماعی" تغییر نام داده میشه ، دادستان به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب میشه ، دبیرخانه دیوان اعلام میکنه چون "صندوق تامین اجتماعی" دیگه وجود خارجی نداره ، حکم مختومه اعلام میشه!

نمایندگان مجلس از این اقدام بجا (تغییر نام صندوق به سازمان) و ریاست دادستان بر سازمان جدید با بیش از 160 امضا پشتیبانی میکنند ، رییس مجلس اعلام میکنه نامه ای که امضا شده اصلاٌ ربطی به دادستان نداشته ، عده ای از نماینده ها ادعا میکنند اصلاً نامه ای امضا نکردند!

اصلاً بی خیال فیلم ، زمون شاه رسم بر این بود که کسی که میخواست خلاف کنه ، اسم و فامیلش رو عوض میکرد ، و یه شناسنامه تقلبی میگرفت ، و بعد از انجام عمل خلاف شناسنامه رو باطل میکرد ، ولی هیچوقت ندیده بودیم یه خلافکار مثلاً اسم بچه هاش رو عوض کنه ، ....واقعاً تکنولوژی چقدر پیشرفت کرده! 

اصلاً بی خیال فیلم و سناریو و شیخ و دادستان و مجلس و اسکوسیزی ، به نظر مریدان ، مرز بین اخلاق و سیاست کجاست؟ آیا این دو هیچ ارتباطی با هم دارند؟ ، آیا چیزی به نام اخلاق سیاسی وجود خارجی دارد؟........ هر کی در این بحث جدی توهین و یا چاپلوسی و شوخی کنه کمپلت خره !

بیخ مهم نوشت :: گاهی خیلی زود دیر میشود !

/ 38 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بسیجی

ما همان پوزه تورا (علامت سوال ) را بمالیم فرقی با استکبار نداره

آرش

مهندس دلیر شدی! شیر شدی! بیخ نوشت اونم بدون بررسی! واقعا دل و به دریا زدی! یاد خط قرمز افتادم! به امید یه هوای تازه تر گفتیم از رفتن و خوندیم از سفر می خواستیم مثل پرنده ها باشیم آسمونو حس کنیم رها باشیم اومدیم دلو به دریا بزنیم رنگ خورشیدو به شهرها بزنیم اما نه اینجا سراب غربته سهممون یه کوله بار حسرته اینجا فصل بی صدای قصه هاست سرگذشتی داره هر کی بین ماست یکی از قصه غصه هاش میگه یکی از غربت لحظه هاش میگه یکی میخواد شبو مهتابی کنه شهر خاکستری رو آبی کنه دلمون تنگه سکوتو بشکنیم شب و با خورشید و ماه آشتی بدیم به امید یه هوای تازه تر گفتیم از رفتن و خوندیم از سفر می خواستیم مثل پرنده ها باشیم آسمونو حس کنیم رها باشیم

آرش

راستی آپم با یه پست در مورد روز جهانی کتاب. حتما باید یه سر به ما بزنی. منتظرتم رضاپور

؟

باسمنجی حالت خوبه؟ طرف همین از دستش میاد من هم نمی بایست توقع رو بالا میبردم معذرت میخوام تازه میخواد پوزه منو به خاک بماله تو چرا ناراحتی؟ بفرما برادر یا خواهر انقلابی این پوزه ما این شما فقط کاری به صاحبخانه ندشته باشین صاحبخانه جان گفتم برو تو کار عرعرونی

بیات

سلام عجب فیلمی دیدن این فیلم برای همه ایرانیان اجباریست هر چند که همه ما در حال حاضر فیلم شدیم راستی جای دوست و دشمن کجاست

yek doost

سلام بر شیخ بزررگوار آمدیم دعوتتان کنیم برای باز دید از پست جدیدمان پیشا پیش سپاسگزاریم از حضور سبزتان

کلاغ سفید

شیخ اینجا ملت و قانون و همه چیزش انعطاف پذیر است...شما خلاف بفرمایید...می فرستیمتان اونور آب..نشد فراریتان میدهیم..نشد..سازمان مازمان عوض بدل می کنیم..نشد ..اصلا مگه می شه نشه؟ حرفا می زنیا..

مرمر

ببخشید سوال هم کردنیه ...پس چرا دوبار به خورد ما میدید درسته خریم ولی از خر های المپیادی هستیم

فایدیم

شیخ ما چون نفهم هستیم و تشویق هم میشیم نیازی نیست از تهدید آخر بترسیم واسه همین با چاژلوسی کامل میگیم...:دولت خدمتگزار دلش خواست مگه زورررررررهووودولت خوووو