کشکول شیخ نهایی

هر کی پیام سیاسی بده خیلی خره !

دوستتان دارم ، به نیکی !
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٤  کلمات کلیدی: زباله دان تاریخ !

شیخ ما را در وبلاگ "دو واحد خریت پیشرفته" (خر نوشت) به آدرس زیر دنبال کنید!.....با کلید چپ ماوس بر روی آدرس زیر فشار دهید!

kharnevesht.persianblog.ir 


 
جولان زاغ بی سر و پا !
ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٤  کلمات کلیدی: دو واحد خریت پیشرفته !

رنج قفس به جـــای خود اما عقاب را ،

جولان زاغ بی ســــــر و پا پیر میکند !

 بیخ مریدان نوشت ::

اگر دیدی مردی در ماشین رو برای خانمی باز کرد مطمئن باش که یا ماشین نو است یا خانم!

------------

فضانوردان در سطح کره مریخ موفق به کشف الکل و تکه‌های یخ شدند،یعنی ما فقط لازمه چیپس و ماست‌ موسیر با خودمون ببریم!

--------------------------------------------------------

 هر وقت دلتان برای شیخ ما تنگ شد سری به کشکول بزنید که مطلب ناخوانده در آن بسیار است!

لینک کشکول هالو هفت شنبه

لینک کشکول وزین آبدوغ خیار  


 
شیخ ما و سندروم خریت مزمن!
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٤  کلمات کلیدی: زباله دان تاریخ !

در خبرها آمده روزانه دو میلیون نفر مواد مخدر مصرف میکنند، البته در این آمار نیامده چند نفر شبانه ، هفتگی یا ماهانه مصرف میکنند ، اما این را میدانیم که قطع مصرف مواد باعث بروز مشکلات جسمی و روحی میشود که به آن گویند "سندروم قطع مواد"!

یادش بخیر قدیما (همین 40 پنجاه سال پیش) اگه کدخدا سهمیه آب کسی رو قطع نمیکرد ، یا اگه در "حریم سلطان" مشغول نبود که احیاناً مقطوع الابزار شود ، هیچ سندرومی باقی نمیموند،مگر اینکه دچار تحریم یا "سندروم قطع شب جمعه" بشه!

زندگی پیچیده شده ، امروز صبح اتفاقی افتاد که علاقه بی حد مریدان را به حضرت شیخ نشان داد ، از یک سو باعث شادی شد به دلیل محبت بی شائبه مریدان ، و از سویی باعث ناراحتی از بابت قطع موقت پرشین بلاگ یا "سندروم قطع کرامات شیخ"!

پیشرفت بشری آسایش را در زندگی جدید باعث شده ، ولی به همان نسبت آرامش و راحتی خیال را از مردمان گرفته است ، خیلیها در این یکی دو روز از قطع سرویس امن گوگل کسب و کار خود را از دست دادند و "دچار سندروم قطع گوگل"  شدند!

البته قطع آب و گاز و تلفن و برق و موبایل که جای خود دارد ، اما نمیدونم اصلاً دیگه این اینترنت چه بلایی بود به سر ما نازل شد! ، بیخود نیست این شیخ ما میگه آدم هر چی خرتر باشه راحت تره ، یعنی فقط دچار "سندروم خریت مزمن" و بس!

بیخ سندروم نوشت :: مریدان سندرومهای آینده را پیش بینی کنند ، هر کی سندروم سیاسی پیش بینی کنه .....خیلی خره !

بیخ مهم نوشت :: ساخت دوباره دیوار چین غیر ممکن است!

میگی نه ؟ مطلب زیر رو بخون  ::

مرحوم مایکل جکسون !


 
قطع گوگل و اقدام قاطع شیخ ما!
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳  کلمات کلیدی: زباله دان تاریخ !

این هالو هفت شنبه گوگول را فرستادیم آخرین اخبار راجع به قطع گوگل رو که در اینترنت منتشر شده به منظور آگاهی مریدان همیشه در صحنه جستجو کنه ، رفته این خبر رو از آفتاب نیوز مورخه جمعه 19 فروردین 90 برامون آورده ::

"علی عبدالله صالح" طی اظهاراتی اعلام کرد که در صورت عدم پایان یافتن فوری اعتراضات، رهبران معترضین توسط نیروهای امنیتی یمن بازداشت شده و به عنوان مجازات، آلت تناسلی آنان را قطع خواهند کرد زیرا به گفته وی "آنان همچنان به تحریک مردم برای ادامه اعتراض و به آشوب کشاندن یمن و بی‌ثبات کردن اوضاع داخلی این کشور ادامه می‌دهند."

بیخ پشتیبانی نوشت :: ما هم ضمن پشتیبانی از این عمل قاطع (قاطع هاااااا) ، به مریدان هشدار میدهیم مواظب اقلام صادراتی از یمن ، که اینروزها در بازار عرضه میشود باشند!

بیخ ضرب المثل نوشت :: اینترنت بدون گوگل مثل چیه ؟ ......مثل عرب بی دو....! .....مریدی از مریدان نوشته ، ما هم با مسئولیت محدود منتشر کردیم !

بیخ نوشت نهایی :: هر کی پیام سیاسی بفرسته ، میدیمش دست علی عبدالله  صالح ......گفته باشیم ! ....ناراحتی؟ برو این رو بخون !

http://bikhnevesht.persianblog.ir/post/44/


 
شیخ ما ، هالو هفت شنبه و مریدان!
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳  کلمات کلیدی: جدی ، فقط برای عاقلان!

بیخ شیخ نوشت :: عزیز مریدانی (از جمله بیات و بیک عزیز ) ، به شیخ ما هشدار داده اند که صاحب کشکول جانب احتیاط نگهدارد ، تا خدای ناکرده چراغ کشکول خاموش نگردد ، ضمن پاسخ به این عزیزان ، در این پست به مطلب مهم دیگری نیز پرداخته ام ، شیخ ما از مریدان میخواهد ، تا به آخر و به دقت بخوانند ، و نظر خود بازگویند !

اهل چُس ناله های متفکرانه نیستم ، میدانم انتقاد و بیان کاستیها و کژیهای جامعه به کام متولیان امور شیرین نیست و بشر ذاتاً در مقابل بیان عیوبش موضع میگیرد ، و تنها شاید افراد کمی بتوانند در آینه دیگران تصویر خود را آنگونه که هستند ببینند ، و ابعاد خوب و بد خود را بپذیرند!

کارها را تقسیم کرده ام ، بیان کاستی ها و اشکالات را به زبان شوخ و شیرین هالو هفت شنبه سپرده ام ، که تلخی عیب گویی را با شیرینی طنز بیامیزد و از آن معجونی قابل تحمل فراهم سازد ، و فقط به انتقاد صرف اکتفا نکرده ام ، سعی کرده ام به راه حلها نیز بیندیشم ، و بیان آن را به حضرت شیخ بسپارم ، شاید به خاطر ریش سفیدش مقبول افتد!

کشکول صحنه رویارویی حماقت است و دوراندیشی ، صحنه نبرد اندیشه با خریت ، و اینچنین است که گاه شیخ ما ، هالو هفت شنبه را امر میکند که الاغ حضرت شیخ را به "عرعر" اندازد ، تا با زبانی شیرین کاستیها را بیان دارد ، و گاه با حضرت حافظ و مولانا و خیام نیز شوخی کند ، و در پس پرده بگوید آنچه را شیخ از بیان صریح آن می پرهیزد!

و زمانی که هفت شنبه اولین نشانه های بی ادبی را بروز میدهد ، شیخ ما زبانش را قیچی کند تا حد نگهدارد و خدای ناکرده دچار توهین و افترا نشود ، و زان پس زبان حکیمانه حضرت شیخ چون تیغ حراحی کارکشته به کار افتد ، تا انتقاد را به زیور سازندگی و کارگشایی مزین سازد!

مریدان ببخشایند ، نمیدانم چرا اینقدر سریع و یکباره این همه زیاده گویی ، چونان رگباری از کلمات ، بر صفحه کلیدمان فرو بارید ! ، قصدمان دفاع از هفت شنبه و یا ذکر کرامات شیخ نبود ، که شیخ ما تملق و چاپلوسی را بر مریدان حرام نموده است، که مریدان آشنایند با وجنات هالو و کرامات شیخ !

راستش امروز شنیدم که زمزمه هایی هست برای ممنوع شدن یا از کار انداختن گوگل در ایران ، نمیدانم اصلاً اینترنت بدون گوگل چه معنایی دارد ، نمیخواهم توهین به ساحت پیامبر اکرم (ص) را در سایت یوتیوب و تحت کنترل گوگل توجیه کنم ، توهین به هر کس زشت و محکوم است ، چه برسد به شخصیت آسمانی و مقدس برای یک و نیم میلیارد مسلمان!

اما فراموش نکنیم که کارکرد اصلی گوگل توهین و فحاشی نیست ، گوگل دریایی است از اطلاعات دسته بندی شده و ارزشمند ، و مورد نیاز اندیشمندان و محققان سراسر دنیا!

شاید اگر کشورهای اسلامی نه با توسل به آشوبهای کور ، که با سلاح منطق و عقلانیت به صورت جدی به مدیران گوگل هشدار دهند ، بتوانند از طریق مجامعی نظیر کنفرانس اسلامی به صورت ریشه ای از تکرار اتفاقات مشابه در آینده جلوگیری کنند!

برایم عجیب است با الاغ سفر کنیم ، به این دلیل که درون هواپیمای مجهز ایرباس فرد بی ادبی نشسته است ، گذشته از آن شیخ ما میگوید ، درست است الاغ ما نفهم است و نادان ، اما الاغ را برای سواری خواهند و بس ! .... میگی نه ؟ این رو بخون!

 http://almasipage.persianblog.ir/post/430/

بیخ مهم نوشت :: آزادی برای آن نیست که عده ای هر کاری دلشان خواست انجام دهند ، اتفاقاً برعکس ، آزادی یعنی اینکه ما حق داریم مواظب باشیم و انتقاد کنیم ، تا عده ای هر کاری دلشان خواست نتوانند بکنند .... چی گفتیم مثلاً!


 
قانون سوم نیوتن را بخوان !
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢  کلمات کلیدی: زباله دان تاریخ !

بیخ تخمی نوشت :: میگن خروسه با مرغه دعواش میشه ، بهش میگه بابات رو در میارم ، مهریه ات رو میدم ، طلاقت میدم ! ......مرغه میگه برو بابا حال نداری ، ..... تخم مَنَم نمیتونی بخوری!

فکر کن ، یه فنر ، تو حالت تعادلش ده سانتیمتر طول داره ، حالا اون رو فشار میدی طوری  که پنج سانت از طولش کم بشه ، وقتی اون رو رها میکنی ، طولش ده سانتیمتر اولیه نمیشه ، میشه پانزده سانت ، و بعد اونقدر نوسان میکنه که برسه به حالت تعادل خودش.

فکر کن یه بچه روی تاب نشسته ، اون رو به اندازه نیم متر به جلو هُل میدی ، وقتی رهاش میکنی ، دقیقاً به اندازه نیم متر ، در جهت معکوس بالا میره ، و بعد این تاب اینقدر نوسان میکنه ، تا به آرامی فاصله اش از حالت تعادل کمتر و کمتر بشه و نهایتاً بی حرکت وایسه.

این قانون سوم نیوتنه ، یه قانون مهم که نه تنها تو علم فیزیک ، بلکه تو تحولات اجتماعی ، اقتصادی و حتی سیاسی هم کاربرد داره ،مثالهای زیادی در مورد اون میشه زد ، به چند مورد از اونها در پاراگرافهای بعدی اشاره میکنم و امیدوارم در کامنتها موارد دیگری رو ببینم.   

فکر کن قیمت یه خونه صد میلیون باشه ، با قوانین دست و پاگیر جلوی رونق بازار مسکن  رو میگیری ، زیر فشار رکود بازار صاحب بیچاره مجبور میشه  اون رو پنجاه میلیون بفروشه ، وقتی فشار برداشته شد ، در مدت کوتاهی قیمت همون خونه میشه صد و پنجاه میلیون.

فکر کن وقتی همه چی ده برابر شده ، اصرار میکنی که قیمت بنزین همون صد تومن بمونه ، بعد از یه مدتی میبینی بنزین از آب معدنی هم ارزونتره ، نمیشه اینجوری ادامه داد ، مجبوری که قیمت اون رو اصلاح کنی ، ولی ده درصد اضافه نمیشه ، یه باره میشه ده برابر.

فکر کن ، یه جوون رو که تو زیر زمین خونشون ، یه دستگاه ویدئو بتاماکس داره ، میگیری ، محاکمش میکنی  و اون رو میفرستی زندون ، چند سال بعد میبینی ، یه چیز جدیدی اومده ،   به اسم ماهواره ، که صد پله از ویدئو بدتره ، و وقت نمیکنی آنتن هاش رو نابود کنی.

فکر کن ، یه جوون با خواهرش اومده ترمینال فرودگاه ، حواسش نیست ، در مکان عمومی خواهرش رو میبوسه ، حراست میاد اون رو با خواهرش میبره واسه هدایت ، چند سال بعد ، باید منتظر باشی که یه دختر رو با چند تا جوون لندهور تو جاده شمال ببینی ، که نگم بهتره.

هر عملی را عکس العملی است مساوی و در خلاف جهت آن ، این قانون سوم نیوتنه ، الحمدلله به امثال ماها که مسئولیتی نمیدن ، حتی سرپرستی یه توالت عمومی رو ، ولی توصیه میکنم ، مدیران و مسئولین ما ، یک بار و فقط یک بار ، قانون سوم نیوتن رو بخونند.

بیخ اقرار نوشت :: بدینوسیله اقرار میکنم که این مطلب کمتر خوانده شده  را از "کشکول هالو شنبه" سرقت نمودیم ، جایی که دریایی است از کرامات شیخ ما ، با هزار مطلب متنوع ، میگی نه ؟ .....برو این رو بخون نیشات واشه ! 

http://almasipage.persianblog.ir/post/758/ 

بیخ مهم نوشت :: مرد آخربین مبارک بنده ایست!


 
ما همیشه مشغول افتخار کردنیم ؟
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱  کلمات کلیدی: خر بیار ، باقالی بار کن !

این رو دقت کردید که ما ملت از بوق سگ یا مشغول افتخار کردنیم ، یا یکی بهمون افتخار میکنه ، یا به یکی افتخار میدیم ؟.... مثلاً ما خودمون از بچگی به بابامون افتخار میکردیم ، ولی وقتی بزرگ شدیم بابامون به ما افتخار میکرد ، پرسپولیس به طرفداراش افتخار میکنه ، طرفداراش به رویانیان ، دولت به ملت همیشه در صحنه افتخار میکنه ، ملت همیشه در صحنه به دولت خدمتگزار ، اخیراً هم ما به خلیج فارس افتخار میکنیم ، خلیج فارس هم به ما افتخار میکنه !

اصولاً افتخار کردن چیز خوبیه ، البته بگذریم از اینکه به جای افتخار کردن این روزا عده ای به هم میبالند ، که این یکی چون ممکنه با مالیدن اشتباه بشه چیز خوبی نیست ، ...یعنی این افتخار کردن گاهی موجب دردسر میشه ، مثلاً خان دایی ما که اسم دخترش افتخار بود ، همیشه میگفت من به افتخار افتخار میکنم ، که آدم شک میکنه طرف داره چیکار میکنه ! ،  ضمن اینکه عده ای همیشه تو اول سخنرانی میگن ما مُفتَخَریم ، که ما اون رو اشتباهی میخونیم "ما مُفت خوریم !" یا "ما مُفتی خَریم".....ولی بزرگترین اشکال افتخار کردن اینه که به اون حقوق و مزایا تعلق نمیگیره ، بیمه و بازنشستگی هم نداره !

بیخ عرعرونی نوشت ::

 هر که خــر شد بی گمان بالا نشست ،

بخت یارش بـــــــــــــود ، از روز اَلست !

آنکه اهلِ درس و مشق و دانش است،

عاقبت ماتحت او از هـــــــم گُسَست ! 

اهل علـــــم و دانش و فــــــــــن آوری ،

عَرعَـــرونی ، عَرعَـرانی ، عَرعَــــــری !

بیخ نوشت نهایی :: شیخ ما به همه مریدان می بالد ، شما هم با ارسال کامنت به حضرت شیخ افتخار کنید ....! .....هیچی این رو بخون !

http://almasipage.persianblog.ir/post/1028/


 
مردی برای تمام فصول !
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۳٠  کلمات کلیدی: زباله دان تاریخ !

حیف شد اگه شیخ ما اهل سناریو نویسی سینما بود ، یه سناریو می نوشت به اسم "مردی برای تمام فصول" که اسکورسیزی کَف کنه ، اون اسکورسیزی فحش نیست ، بیخیال....

یه انتخابات برگزار میشه ، بعدش شلوغ میشه ، یه عده رو میبرن بازداشتگاه ، چند نفر اونجا مننژیت گرفتونده میشن ، دستور تعطیلی بازداشتگاه داده میشه ، مجلس دادستان پایتخت رو مقصر شماره یک اعلام میکنه ، دادستان تعلیق میشه ، ولی توسط رییس دولت به ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا منصوب میشه ، بعدش هم به ریاست یکی از بزرگترین بنگاههای اقتصادی کشور یعنی صندوق تامین اجتماعی!

مجلس اعتراض میکنه ، وزیر کار در آستانه برکناری قرار میگیره ، دادستان قول شرف میده که استعفا بده ولی اینکار رو نمیکنه ، مجلس اعتراض میکنه ، چند نفر از نمایندگان از دادستان در دیوان عدالت اداری شکایت میکنند ، دیوان رای به برکناری دادستان میده!

وزیر کار حکم برکناری اون رو صادر میکنه ، ولی "صندوق تامین اجتماعی" به "سازمان تامین اجتماعی" تغییر نام داده میشه ، دادستان به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب میشه ، دبیرخانه دیوان اعلام میکنه چون "صندوق تامین اجتماعی" دیگه وجود خارجی نداره ، حکم مختومه اعلام میشه!

نمایندگان مجلس از این اقدام بجا (تغییر نام صندوق به سازمان) و ریاست دادستان بر سازمان جدید با بیش از 160 امضا پشتیبانی میکنند ، رییس مجلس اعلام میکنه نامه ای که امضا شده اصلاٌ ربطی به دادستان نداشته ، عده ای از نماینده ها ادعا میکنند اصلاً نامه ای امضا نکردند!

اصلاً بی خیال فیلم ، زمون شاه رسم بر این بود که کسی که میخواست خلاف کنه ، اسم و فامیلش رو عوض میکرد ، و یه شناسنامه تقلبی میگرفت ، و بعد از انجام عمل خلاف شناسنامه رو باطل میکرد ، ولی هیچوقت ندیده بودیم یه خلافکار مثلاً اسم بچه هاش رو عوض کنه ، ....واقعاً تکنولوژی چقدر پیشرفت کرده! 

اصلاً بی خیال فیلم و سناریو و شیخ و دادستان و مجلس و اسکوسیزی ، به نظر مریدان ، مرز بین اخلاق و سیاست کجاست؟ آیا این دو هیچ ارتباطی با هم دارند؟ ، آیا چیزی به نام اخلاق سیاسی وجود خارجی دارد؟........ هر کی در این بحث جدی توهین و یا چاپلوسی و شوخی کنه کمپلت خره !

بیخ مهم نوشت :: گاهی خیلی زود دیر میشود !


 
اینترنت ملی در راه است !
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٩  کلمات کلیدی: دو واحد خریت پیشرفته !

جزٌ جیگر گرفتیم  (یه چیزی تو مایه های سوختن ماتحت ، در لهجه اصفهانی)  ، از دست این اینترنت ، شیخ ما فرموده بود تحقیق کنیم ببینیم ما تو سوریه حضور داریم یا نه؟ امیدوارم این اینترنت ملی بیاد ، و بساط این اینترنت میلی رو "کُن فَیَکون" کنه (یه چیزی تو مایه بر باد رفتن ماتحت در زبان عرب) ....حالا چرا این رو گفتیم؟ عرض میکنیم !

بنا به دستور اکید حضرت شیخ عبارت "حضور در سوریه" را در صفحه گوگل وارد کردیم ، اینقدر اخبار متناقض دیدیم که حسابی گوزپیچ شدیم (یه چیزی تو مایه های گوگیجه گرفتن در لهجه اصفهانی ) ، میگی نه برو خودت ببین !

ایران در سوریه حضور ندارد !

حضور ما در سوریه مشورتی است !

حضور ایران در سوریه تکذیب میشود !

عدم حضور ما در سوریه تکذیب شد !

حضور ما در سوریه بستگی به شرایط دارد !

بیخ حضور نوشت :: امیدوارم "جز جیگر"  بگیره هر کی اینجا پیام سیاسی بذاره ، ایشالا "کن فیکون بشه" ....، برو لینک زیر کلیک کن ، حالشو ببر !

http://ccu.persianblog.ir/page/8 


 
جدی جدی با حضرت حافظ !
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۸  کلمات کلیدی: خرخونی به سبک شعرا !

بیخ غزل نوشت :: بسیار خواستیم دست از شوخی برداریم با حضرت لسان الغیب ، ولی هر چه فکر کردیم شیخ ما در این حد و اندازه ها نیست ! .....ولی این یکی از دستمان در رفت ، پس بخوانید !

ما جــــــــــام می از ساقی میخانه ربودیم ،

بستیم در کعبه و بتخــــــــانه گشــــــودیم !

تندیس تو اندر کف سجــــــــــــــاده نهادیم ،

در خلوت و تنهایی خــــــــود عاد و ثَمودیم !  

در سلسله زلف تـــــــو گشتیم گرفتـــــــار ،

در چــــاه زَنخدان تو در حــــــــــــال فرودیم !

عمریست که دلداده یِ آن چشم سیاهیم ،

زنگار ز موی ســــــر و رخســــــــار زُدودیم !

آتشکده یِ عشق تو خــــــــــاموش نگردد ،

یک پارچه مـــــــا آتش و خاکستر و دودیم ! 

هر چند که فـــــــــــــریاد کشیدم نشنیدی ،

افسوس ، که جـز صاعقه ای هیچ نبودیم !

هیچَت به پس پرده اســـرار رَهی هست ؟

تا راز گشایی که چه هستیم ، که بودیم ؟ 

گفتا که دگر هیچ نگوییم ، چـــــرا ؟ گفت :

چون مست مِی ِ دست مــریزاد و درودیم ! 


 
← صفحه بعد